primates

بلاگ حاضر‌‍ اولين و تنهاترين منبع اينترنتي به زبان فارسي درباره ي ديرين انسان شناسي؛منشأ انسان مدرن؛ استخوان باستان شناسي و به طور كلي انسان شناسي زيستي است.

احساسات و افکار در شامپانزه ها، نزدیک ترین موجود به انسان
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٦  کلمات کلیدی:

از تمام دوستانی که مطالب بلاگ اینجانب را به طور مرتب مطالعه می کنند و اظهار ناراحتی کردند که بلاگ را به طور مرتب آپ نمی کنم، تشکر می کنم و قول می دهم که مرتباً آپ کنم.

یکی از مهمترین مطالعاتی که در کنار دیرین انسان شناسی انجام می شود، نخستی شناسی است که در حدود یک قرن پیش آغاز شده است و همچنان ادامه دارد. در این صفحه نگارنده دو نتیجه جالب از مطالعه بر روی احساسات و افکار شامپانزه ها را آورده است.

یرکس و همسرش به ارایۀ ی سلسله مشاهدات بسیار هیجان انگیز دربارۀ یک گروه کوچک از شامپانزه ها که یکی از آن ها بیمار بوده است می پردازند." در یک قفس، یک شامپانزۀ نر کوچک و دو ماده قرار داشتند یکی از ماده ها از یک بیماری مرگ آور رنج می برده است. این حیوان در اکثر مواقع در حال خوابیده بر روی نیمکت داخل قفس رو به آفتاب بدون حرکت به سر می برده است. در طول بازی های هیاهو و پر سر و صدا، یرکس نقل می کند که شامپانزه های دیگر سعی می کردند که اصلاً به او نزدیک نشوند و مشکلی برای استراحت او به وجود نیاورند. البته لازم به ذکر است که آن ها به هیج وجه در هنگام بازی از جست و خیز کردن، بالا و پایین رفتن از نرده های قفس با هیجانات زیاد کوتاهی نمی کردند "هر چند گاهی یکی از آن ها به طرف میمون بیمار می رفت و او را با حالتی بسیار محبت آمیز نوازش می کرد. یا این که، خسته از بازی ها و یا به بهانه پیدا کردن جایی برای پناه گرفتن به کنار او رفته و چند لحظه ای را  در کنار او می گذراندند. در این وضعیت، میمون بیمار از این که مزاحمتی برای او فراهم نمی کنند احساس ارامش می کرد.

در نتیجه این پژوهش، یرکس اضافه می کند:" این موجودات کوچک با این حالات، دلسوزی و توجه خود را نسبت به دیگران درست مانند آدمها، نشان می دادند."

 

نتیجه مطالعه یک روان شناس آلمانی به نام ولفگانگ کوهلر01887-1967) که مطالعه میزان هوش میمون های بزرگ را نیز آغاز کرده بود جالب است. در سال 1913، کوهلر که فقط 26 سال سن داشت به تنزیف در جزایر قناری سفر کرد و در آنجا بود که با سلطان آشنا شد. سلطان در واقع یک شامپانزه نر بود که توسط او مورد مطالعه قرار می گیرد و تجربه هایی به دست می آورد که باعث معروفیت او در تاریخ روان شناسی شد.

کوهلر ابتدا میزان هوش سلطان را به صورت زیر مورد آزمایش قرار می دهد. ابتدا به سقف تعدادی موز را که دور از دسترس سلطان بود آویزان می کند. شامپانزه هنگامی که گرسنه شده بود در حالتی عصبانی و غرغر کنان به دور اتاق می چرخید و نارضایتی خود را از این که دستش به موزها نمی رسد نشان می داد. در گوشه ای از اتاق یک چهارپایه و یک قطعه چوب قرار داده شده بود. پس از گذشت چند دقیقه،  سلطان چوب را برمی دارد و سعی می کند به کمک آن موزها را پایین بیاورد. اما چوب کوتاهتر از اندازه لازم بود. سلطان مدت کوتاهی همچنان غرغر کنان به چرخیدن به دور اتاق ادامه می داد، تا این که گویا فکری برای حل این مشکل به مغزش می رسد. سلطان چهارپایه را تا وسط اتاق با خود می کشد و به روی آن می رود و با کمک چوب دستی موفق می شود موزها را پایین بیاندازد. تمام این اعمال به صورتی انجام شد که گویی سلطان با کمک فکر و ابتکار خویش در همان لحظه توانسته این راهکار را پیدا کرده و به انجام برساند.  شایان ذکر است که گنجایش مغز شامپانزه در حدود 1000 سی سی از انسان مدرن کمتر است.

این پژوهشگر نیز به این نتیجه می رسد که برای حل یک مشکل، میمون ها از فکر خود استفاده می کنند و در ذهن خود یک راه حل را متصور می شوند.