primates

بلاگ حاضر‌‍ اولين و تنهاترين منبع اينترنتي به زبان فارسي درباره ي ديرين انسان شناسي؛منشأ انسان مدرن؛ استخوان باستان شناسي و به طور كلي انسان شناسي زيستي است.

باستان شناسی و انسان شناسی(3)
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٢  کلمات کلیدی: انسان شناسی ، باستان شناسی

 

 


 

پیرو دو پیغام قبلی در مورد ارتباط انسان شناسی و باستان شناسی باید بگم که متأسفانه ما علم انسان شناسی را از باستان شناسی جدا می کنیم. واقعاً چرا؟ اگر خوب دقت کنیم متوجه می شویم  در واقع باستان شناسی، شناخت انسان از طریق بقایای مادی است که در طول زمان از آنها باقی می ماند و البته که هدف انسان شناسی هم شناخت تمام ابعاد انسان است در این میان آنچه نقطه تلاقی این دو علم محسوب می شود شناخت انسان است حتی در باستان شناسی  ادراکی که یکی از شاخه های باستان شناسی جدید است ما می توانیم تمام جنبه های فرهنگ های باستانی را که زائیده ی ذهن انسان است مانند گیتی شناسی(درک، توصیف و طبقه بندی گیتی)، مذهب (ماهیت آنچه که در ورای طبیعه می گنجد، ایدئولوژی(اصول، فلسفه، آداب و ارزشهایی که جوامع انسانی در قالب آنها سازمان می یابند)، نقش نگاری (شیوه هایی که جنبه های مختلف جهان، مسایل فوق طبیعی یا ارزشهای انسانی در هنرها را به نمایش در می آیند)، و تمامی دیگر شکلهایی که هنجارهای دینی و نمادین انسان در مدارک باستان شناختی بر جای می ماند را مورد مطالعه قرار دهیم؛ بنابراین  در واقع باستان شناسی نیز یک نوع ابزار در رسیدن به این هدف (شناخت انسان) در علم انسان شناسی است.

باستان شناسانی که از این رویکرد در استفاده از تشریح داده های باستان شناسی استفاده بهینه کردند، واضح است که توانستند نتیجه ی بهتری حاصل نمایند. از جمله این باستان شناسان می توان به  دکتر عباس علیزاده اشاره کرد.

 در آخر این بحث فکر کنم بتوانیم به این نتیجه برسیم که باستان شناسان در واقع انسان شناسانی هستند که از تشریح بقایای مادی در شناخت ابعاد انسان استفاده میکنند.