primates

بلاگ حاضر‌‍ اولين و تنهاترين منبع اينترنتي به زبان فارسي درباره ي ديرين انسان شناسي؛منشأ انسان مدرن؛ استخوان باستان شناسي و به طور كلي انسان شناسي زيستي است.

انشعاب نخستی ها و ويژگيشان
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٩  کلمات کلیدی:


نخستی ها را می توان به پیش میمون ها و انسان ریخت ها تقسیم کرد. پیش میمون ها به سه دسته لمورها، تارسیه ها و لورسی ها منشعب می شوند و انسان ریخت ها به میمون ها، ایپ ها و انسان ها.

میمون ها: شامل میمون های دنیای قدیم و میمون های دنیای جدیدو ایپ ها می شوند.

ایپ ها: شامل اورانگوتان، شامپانزه، گوریل و گیبون می شود.



پیش میمون ها: اینان دارای جثه های کوچک بوده و حشره خوارند. ساختمان بینی، لب ها و نیز قسمتی از مغز آنها که مربوط به حس بینایی آنهاست به میمون ها شباهت دارند.

میمون های دنیای قدیم: این موجودات دارای بینی درازند. دم آنها گیرنده نیست. هم درخت زی هستند و هم روی زمین زندگی می کنند.



میمون های دنیای جدید: این گونه در جنگل ها و باتلاق های جنوب و مرکز قاره آمریکا زندگی می کنند دارای بینی پهن هستند بیشتر درخت زی هستند و دارای دم گیرنده هستند.

 ایپ ها شباهت زیادتری به انسان دارند. ایپ صورتی کوتاه دارد که تقریباً بی مو است. گونه ها، بینی، پیشانی و گوش هایش کاملاً لخت و بی مو است. شکم و سینه اش نیز مو ندارد گوشهایش بزرگ اما تقریباً شبیه گوش های انسان است. حس بینایی برای شامپانزه نیز مانند انسان حس اصلی است. دست هایش بسیار شبیه دست انسان است و ناخن دارد حتی برآمدگی های خط های توی دست های انسان و ایپ ها بسیار شبیه هم است. اما تفاوتی که با هم دارد و این تفاوت بیشتر در انگشت شست است. انگشت شست انسان کاملاً تکامل یافته است و می تواند بر روی انگشتان دیگر باز و بسته شود.

حالا به تفاوتها و شباهتهايی که بين ایپ ها و انسان در منابع ذکر شده است می پردازيم:

گوریل و شامپانزه در آفریقا زندگی می کنند. گوریل از شامپانزه بزرگتر است و شبیه آدم های بزرگ است. اورانگوتان در برخی از جزیره های آسیا و در جنگل های انبوه زندگی می کند و روزها را روی درخت ها سپری می کند. اینان بلند قدند. به این دلیل به آنها میمون های انسان نما نیز می گویند. مانند انسان 32 دندان دارند، مانند دندان های انسان نیز می رویند اول دو دندان پیشین پایین بعد دو دندان پیشین بالا و بعد بقیه می رویند. لیکن تفاوتی که با دندان های انسان دارند اینست که بین دنداننیش و کناری آنها فاصله وجود دارد. در صورتی که بین این دو دندان در انسان فاصله نیست به علاوه روی سطح دندان آسیاب (Molar) با سطح دندان آسیاب انسان فرق دارد.

گنجایش مغز آنها 440 – 300 CC است. البته این موجودات بسیار هوشمند و قادر به انجام بازی های نمادین، حل مسائل و همچنین انجام رفتارهای پیچیده ای همچون Social Signal و یادگیری هستند به عنوان مثال استفاده از ابزار برای نمونه های مختلف در بین اینان اثبات شده است. این اعمال شامل استفاده از طناب، سنگ، شاخه ها و گیره ها و... بوده است. ولی هرگز مشاهده نشده است که میمونی قادر به ساخت و یا اختراع وسیله باشند (گرچه حداقل یک بیولوژیست قادر شده است که به شامپانزه طرز ساختن سنگ چخماق و طریقه استفاده از آن را همانند هوموها آموزش دهد) در بین نخستی های رده بالا فقط انسان و شامپانزه. قادر به شکار و خوردن گوشت به صورت هماهنگ و منظم است. بسیاری از گروه های تحقیقاتی توضیح داده اند که میمون های بزرگ قدرت یادگیری زبان نمادین و ارتباط مابین خود و مابین خود و انسان ها را دارند (جغتایی و ابهری لاله) دیگر اعضاء داخلی ایپ ها که شبیه اعضاء انسان است زائده کرم سانی که در انتهای روده کور انسان هست در همه میمون های آدم نما نیز وجود دارد. در واقع می توان نتیجه گرفت که ما و میمون های انسان نما دارای جدی مشترک هستیم. این موجودات را نیز می توانیم همخوانان خود نیز بنامیم چرا که خون انسان فقط برای میمون های انسان نما بی ضرر بوده و به راحتی می توانند آنرا بپذیرند.

میمون های انسان نما اگرچه اجتماعی زندگی می کنند اما وابسته به آن نیستند درست برعکس انسان ها. اجتماع انسانی به تشکیل جامعه وابسته است. اما میمون های انسان نما با آن بیگانه اند. در اجتماع انسانی میان آدم ها تقسیم کار شده است. هر کس کاری انجام می دهد و همه به یکدیگر خدمت می کنند. در واقع انسان ها با کار اجتماعی زنده اند. اما در گله ایپ ها همه یک کار خودکار می کنند و به همدیگر وابسته نیستند.

به گفته راد کایرد، موریس گودمن، کارشناس DNA نشان داده است که «میان شامپانزه و انسان فقط 7/1 درصد تفاوت وجود دارد و تفاوت میان انسان و گوریل، یا میان شامپانزه و گوریل 9/1 درصد است. تفاوت این سه با اورانگوتان حدود 7/3 درصد است». کایرد می گوید این یافته نشان می دهد که انشعاب میان اورانگوتان از یک سو و انسان و شامپانزه و گوریل از سوی دیگر، بایستی پیش از انشعاب میان شامپانزه و انسان و گوریل رخ داده باشد و هیجان انگیزتر از همه این که به نظر انشعاب میان انسان و شامپانزه پس از انشعاب میان شامپانزه و گوریل رخ داده است.به عبارت ديگر همين تاخر در انشعاب بين انسان و شامپانزه نسبت به گوريل و اورانگوتان شباهت بين ما و شامپانزه را اثبات می کند.