آثار فسیلی این گونه نشان داده است که استرالوپیتکوس گارهی ( Garhi) متعلق به 5/2 میلیون سال پیش بوده که با آنکه یکسری شباهت هایی را با دیگر استرالوپیتکوس ها نشان می دهد اما ویژگی هایی را نیز خاطر نشان کرده است که منجر شده که این گونه را به عنوان یک زیرگونه مجزای استرالوپیتکوس جای داده شده است.
مهمترین آثار فسیلی کشف شدۀ استرالوپتکوس گارهی
گونۀ برجستۀ این گونه (BOU-VP_12,130) که شامل یک جمجمۀ نیمه است که در سال 1997 م در “Bouri’ در اتیوپی کشف شده است. دومین کشف آن جمجمه ای با فک پایین و یک اسکلت نیمۀ بدن است که همان حوالی کشف شده است. به هر حال با آنکه آثار این فسیل در سال 1997 کشف شد اما این گونه در سال 1999م به عنوان استرالوپیتکوس گارهی (Australopithecus Garhi) نام گذاری شده است.
چرا این نام "”Garhi برای این گونه انتخاب شد؟
واژۀ "Garhi" به زبان آفار به معنای شگفت انگیز است. انتخاب واژۀ "گارهی" به آثار فسیلی کشف شده به این علت بوده است که این فسیل ویژگی هایی را نشان داده است که دانشمندان را به نوعی شگفت انگیز کرده است. مانند دندان های عظیم عقبی
حوزۀ توزیع فسیل گارهی
Middle Wash, Bouri
شباهت با دیگر زیرگونه ها
ابتدا باید ببنیم که فسیل گارهی در کدام قسمت درخت تکاملی انسان جای می گیرد. از لحاظ ویژگی های آناتومی شباهت گارهی با گونۀ استرالوپیتکوس آفارنسیس به حدی بوده است که این نظریه را مطرح کرده است که این گونه از استرالوپیتکوس آفارنسیس اشتقاق یافته است، نظریاتی هم مبنی بر این که این گونه جزء اجداد مستقیم انسان مدرن(Homo Sapiense)بوده یا یک رابط بین استرالوپیتکوس و هومو باشد و حتی می تواند یک شاخۀ کناری از درخت تکاملی انسان نیز باشد وجود دارد.
ویژگی های آناتومی
ظرفیت مغز: در حدود 450 سی سی چیزی شبیه به دیگر استرالوپیتکوس های دیگر
اندزه ی جمجمه و شکل آن: کمی بزرگتر از استرالوپیتکوس افارنسیس
دندان ها: دندان نیش بسیار بزرگ، این بزرگی را دندان آسیاب و پیش آسیاب این گونه قابل مشاهده است. مینای دندان ها بسیار ضخیم، گوشه های دندان ها راست گوشه و "U" شکل است. فاصلۀ میان دندان نیش و دندان های ثنایا در فک بالا مشاهده می شود که این یک سیمای ابتدایی را به نمایش می گذارد.
جمجمه: رخ صورت در قسمت تحتانی یک نوعی بیرون زدگی را نشان می دهد و مانند خیلی از دیگر استرالوپیتکوس ها یک برآمدگی روی فرق سرش را نشان می دهد (به مطالب بعدی در مورد گونۀ پارانتروپوس”Paranthropus” توجه شود.)
دست و پا: فسیل استخوان های دست و پای این گونه شباهت هایی را با گونه های استرالوپیتکوس آفارنسیس و هومو ارگاستر ( Homo Ergaster) نشان می دهد. درازای استخوان دست بیشتر هومو مانند است و قابل مقایسه یا استرلوپیتکوس آفارنسیس است.
به نظر می رسد در زمان زندگی گارهی پوشش گیاهی جنگلی جای خود را به علفزار و ساوانا داده است. رژیم غذایی این گونه ابتدا گیاه بوده و در وهلۀ بعد گویا از گوشت و مغز استخوان هم استفاده می کردند. در کنار بقایای فسیلی "گارهی" بقایای استخوان های بزکوهی با برش هایی”Cut Marks” روی این استخوان ها بدست آمده است که نشان می داد این استخوان ها توسط ابزار های سنگی تمیز شده اند، این مطلب زمانی مهم جلوه می کند که اولین گونه ای که توانست ابزار سنگی تولید کند هومو بوده است و ما در کنار فسیل گارهی استخوان های تمیز شدۀ بزکوهی با استفاده از ابزار سنگی را می بینیم اگر چه در این سایت هیچ گونه ابزار سنگی تا به حال مشاهده نشده است. اما در سایت نزدیک و معاصر به نام"Gona" بدست آمده است که قدیمیترین ابزار سنگی است، که شاید به وسیله گونۀ دیگر ساخته شده است.

نظرات ()
موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران برگزار می نماید:
اولین کارگاه آموزشی
طراحی مصنوعات تراشه سنگی
(به همراه آموزش مقدماتی گونه شناسی مصنوعات تراشه سنگی)
زمان: 1 تا 23 اسفند ماه 1388 (10 جلسه 2 ساعته)
مکان: موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران (ساختمان شماره 2)
جهت ثبت نام به موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران (ساختمان شماره 2)، خیابان پورسینا،
پلاک 13، خانم شیبت زاده مراجعه شود.
جهت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 61113669 تماس حاصل فرمایید.
هزینه دوره: 500000 ریال برای عموم (50% تخفیف ویژه دانشجویان دانشگاه تهران، 25% تخفیف سایر دانشجویان)
نظرات ()من باید از تأخیری که در فواصل نوشته هام پیش آمده عذر خواهی کنم خیلی از دوستان محبت داشتند و این نکته را یادرآور شدند. تا آنجائیکه ممکن است سعی خواهم کرد که تأخیر زیادی در نوشته های بعدی ام مشاهده نکنیم.
ابن نوشته در رابطه با گونه ای از استرالوپیتکوس نوشته شده است که از دو طرف مهم است یکی از طرف زمان کشف آن در سال 1924 میلادی و از طرف دیگر نوع کشف این گونه ی استرالوپیتکوس به دلایل آناتومی آن بود. در ذیل تمام آنچه به طور کلی می شود در رابطه با این جد مستقیم انسانی ذکر کرد آورده شده است:
در سال 1924 در منطقه "Tang" در آفریقای جنوبی جمجمه ی توسط ریموند دارت"Raymond Dart" کشف شد و بوسیله ی هم او به نام استرالوپیتکوس آفریکانوس "Australopithecus Africanus" نامیده شد. در واقع این فسیل اولین یافته ی اجداد انسان یا "هومو" محسوب می شد و قبل از این کشف در عالم دیرین انسان شناسی نامی از استرالوپیتکوس در میان نبود. در رابطه ی با نام "استرالوپیتکوس" باید نوشت استرالوپیتکوس از دو جزء تشکیل یافته که در مجموع بع معنای به "میمون جنوبی"است و افریکانوس هم از افریقا یعنی محل کشف فسیل گرفته شده است.
در میان گونه های پایینتر استرالوپیتکوس دلیل قویتری برای اینکه این زیرگونه ی استرالوپیتکوس را جد مستقیم انسانی بدانیم وجود دارد. از میان این خصوصیات آناتومی می توانم به موارد زیر اشاره کنم:
· ظرفیت مغز آفریکانوس 450 سی سی برآورد شده است، یعنی از شاپانزه بیشتر اما در این حال این ظرفیت مغزی از انسان مدرن کمتر است. قابل ذکر است تفاوت کمی میان ظرفیت مغزی جنس مونث و مذکر در میان آفریکانوس ها وجود داشته است.
· زمانی که از نظر جمجه با استرالوپیکوس آفارنسیس مقایسه می کنیم شباهت بیشتری با انسان مدرن دارد تا به گپی. مانند طاق ابرو با برجستگی کمتر و پیشانی صافتر و تقریباً با قوس کمتر .
· دندان ها و فک بالا و پایین این گونه چیزی بین انسان مدرن و گپی است، نسبت به آفارنسیس که بیشتر شبیه به گپی بود.
· دندان نیش و ثنایا کوچکتر و کوتاهتر شده است.
· یک فاصله ی بین دندان و دندان های مجاور وجود دارد.
· دندان آسیاب و پیش آسیاب بزرگ شده است.
· استخوان های پا نشان دهنده ی این موضوع است ک استرالوپیتکوس آفریکانوس می توانسته روی دوپا راه برود.
· البته آفریکانوس برخی ویژگی های شبه گپی خود را نیز حفظ کرده بود مانند بلند بودن انگشتان و ساعد دستشان اما این بلندی بیشتر از پاهایشان نبود, همچنین حالت مخروطی بودن دنده ها.
این گونه قادر بوده است از ابزار استخوانی و سنگی ساده استفاده کند اما هیچ گونه دلیلی مبنی بر ساخت یا تغییر شکل ابزار سنگی در پیشبرد اهدافشان بدست نیامده است.
تمام یافته های فسیلی استرالوپیتوس آفریکانوس از آفریقای جنوبی بدست آمده است که در موارد ذیل به آن اشاره می کنم:
1. Tang Child (کودک تانگ): اولین کشف جنجالی گونه آفریکانوس از افریفقا توسط ریموند دارت(Rymond Dart) با قدمت بین 3.2 میلیون سال پیش
2. Sts14: شامل بقایای لگن، ستون مهر ها(نه کامل)، دنده، قسمتی از استخوان ران که در سال 1947 توسط رابرت بروم"Robert Broom" و جان رابینسون"John Robinsin" از منطقه ای بنام"Sterkfontein" در جنوب افریقا کشف شد.
3. MLD2: شامل یک فک پایین متلق به یک نوجوان (تازه بالغ) از منطقه ی "Makapansgat" درجنوب آفریقا
4. Sts71: با قدمت 2.5 میلیون سال پیش، یک جمجمه ی نه کامل، توسط رابرت بروم"Robert Broom" و جان رابینسون"John Robinsin" از منطقه ای بنام"Sterkfontein" در جنوب افریقا در سال 1974 کشف شد. ایده های بیشتری مبنی بر اینکه این جمجمه متعلق به فردی مذکر است وجود دارد.
5. Mrs Ples یا Sts5: در سال 1947 توسط رابرت بروم"Robert Broom" و جان رابینسون"John Robinsin" از منطقه ای بنام"Sterkfontein" در جنوب افریقا کشف شد. این جمجمه به نام Mrs.Ples نامیده شد البته هنوز شکیات زیادی در مورد مونث یا مذکر بودن این این یافته وجود دارد.
در آخر شایان ذکر است محیطی که استرالوپیتکوس آفریکانوس با قدمت 2.5 میلیون سال پیش در آن زندگی می کرده است جنگلی بوده و رژیم غذایی او دانه هاف سبزیجات و میوه های جنگلی بوده است. انالیز شیمیایی دندان های او نشان داده است که گوش بخشی از رزیم غذایی آفریکانوس را تشکیل می داده است اما نه به طور قابل ملاحظه ای و او بیشتر یک لاشخور بوده است تا یک شکارگر.
فکر کنم کلیات را تقریباً در مورد استرالوپیتکوس آفریکانوس کفتم اما اگر نکته ای جا مونده خوشحال می شم به من متذکر شوید.

نظرات ()

پیرو دو پیغام قبلی در مورد ارتباط انسان شناسی و باستان شناسی باید بگم که متأسفانه ما علم انسان شناسی را از باستان شناسی جدا می کنیم. واقعاً چرا؟ اگر خوب دقت کنیم متوجه می شویم در واقع باستان شناسی، شناخت انسان از طریق بقایای مادی است که در طول زمان از آنها باقی می ماند و البته که هدف انسان شناسی هم شناخت تمام ابعاد انسان است در این میان آنچه نقطه تلاقی این دو علم محسوب می شود شناخت انسان است حتی در باستان شناسی ادراکی که یکی از شاخه های باستان شناسی جدید است ما می توانیم تمام جنبه های فرهنگ های باستانی را که زائیده ی ذهن انسان است مانند گیتی شناسی(درک، توصیف و طبقه بندی گیتی)، مذهب (ماهیت آنچه که در ورای طبیعه می گنجد، ایدئولوژی(اصول، فلسفه، آداب و ارزشهایی که جوامع انسانی در قالب آنها سازمان می یابند)، نقش نگاری (شیوه هایی که جنبه های مختلف جهان، مسایل فوق طبیعی یا ارزشهای انسانی در هنرها را به نمایش در می آیند)، و تمامی دیگر شکلهایی که هنجارهای دینی و نمادین انسان در مدارک باستان شناختی بر جای می ماند را مورد مطالعه قرار دهیم؛ بنابراین در واقع باستان شناسی نیز یک نوع ابزار در رسیدن به این هدف (شناخت انسان) در علم انسان شناسی است.
باستان شناسانی که از این رویکرد در استفاده از تشریح داده های باستان شناسی استفاده بهینه کردند، واضح است که توانستند نتیجه ی بهتری حاصل نمایند. از جمله این باستان شناسان می توان به دکتر عباس علیزاده اشاره کرد.
در آخر این بحث فکر کنم بتوانیم به این نتیجه برسیم که باستان شناسان در واقع انسان شناسانی هستند که از تشریح بقایای مادی در شناخت ابعاد انسان استفاده میکنند.
نظرات ()
"انسان شناسی" بررسی و مطالعه ی علمی انسان در بعدی وسیع است. "انسان شناسان" انسانها را به عنوان "موجودات زنده" و "مردم" با در نظر گرفتن ویژگی مشترک "فرهنگ" مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهند. این دانشمندان انسان را از قدیمترین دوران به تحقیق می پردازند. این حوزه خود به حوزه های فرعی تر قابل تقسیم است که عبارتند از:
· انسان شناسی جسمانی(physical anthropology): انسان شناسی جسمانی به تحول زیستی انسان و تنوع میان جمعیت های مختلف زنده ی انسانی می پردازد. انسان شناسان جسمانی همچنین نخستیهای زنده دیگر غیر از انسان مانند گوریل و شامپانزه را نیز مورد مطالعه قرار می دهند؛ که این گونه تحقیقات می تواند در توصیف رفتار قدیمیترین موجودات انسانی موثر و سودمند باشد.
· انسان شناسی فرهنگی:(physical culture) انسان شناسی فرهنگی زندگی اجتماعی انسان را در گذشته و حال مورد بررسی قرار می دهد، اساساً به "فرهنگ انسانی" توجه دارد و خوب است که بدانیم فرهنگ به چگونگی سازگاری انسانی با محیط می پردازد؛ در واقع فرهنگ یا صفت مختص به انسان است. لازم بذکر است که فرهنگ انسان از نسلی به نسل دیگر توسط سیستمهای پیچیده ی ارتباطی ای انتقال می یابد و هم اینها هستند که به حفظ بقا کمک می کند. اگر سرگذشت انسان را در طول تاریخ مورد مطالعه قرار دهیم متوجه می شویم که انسان همواره خود را با شرایط محیط سازگار می کرده است تا بتواند تا آنجائیکه ممکن است شرایط را به نفع خود تغییر دهد و در واقع همین خصلت سازگاری او بوده است که منشأ بسیاری از پیشرفت های او بوده است.
· می توان انسان شناسی فرهنگی را به اقسام مختلف مطالعاتی تقسیم کرد:
قوم نگاران: قوم نگاران اوقات بیشتری را صرف توصیف فرهنگ، فناوری و حیات و فعالیت اقتصادی جوامع گذشته و حال می نماید.
قوم شناسان: این گروه به مطالعه ی تطبیقی جوامع می پردازند، که در گیرنده ی تلاشهایی در جهت بازسازی اصول عمده ی رفتار انسانی است.
انسان شناسان اجتماعی: انسان شناسان اجتماعی به تحلیل راههایی می پردازند که مردم جهت سازماندهی خود استفاده می کنند.
زبان شناسان: مطالعه ی زبا ن انسان، گاهی اوقات نقش مهمی در بررسی دوران گذشته ایفا می نماید. ( به مطلب تکامل زبان رجوع شود) اصل و منشأ زبانهای ملل مختلف در حوزه ی علمی این متخصصان قرار می گیرد.

نظرات ()

باستان شناسی، رشته ی علمی جالب توجه و پرهیجانی است؛ زیرا تمام تحولات و تغییرات مربوط به انسان و جوامع انسانی را اساساً مورد بررسی و مطالعه ی دقیق و جامع قرار می دهد.
در میان رشته های مختلف علوم اجتماعی، باستان شناسی تنها رشته ای است که رفتار انسانی را از طریق تحلیل فرهنگ مادی انسان در دورانهای گذشته بررسی و بازسازی می کند و به مقایسه و مطالعه ی آن با انگاره های رفتاری انسان کنونی می پردازد.
گای گیبون
نظرات ()
٢۴ نوامبر ١٩٧۴ توسط Tom Gray در کمپانی Donald Johnson فسیل تقریباً کاملی از هادار در اتیوپی بدست آمد که به نام لوسی Lucy معروف گشت، دیگر اعضای این تیم حفاری Mavrice Taieb و Yves Loppens و Tim White بود. این گونه توسط Tim White و Donald Johnson با نام علمی AL288 و به نام عامیانه ی لوسی نام گرفت و این بدلیل این بود که در هنگام کشف این فسیل از رادیو موزیکی به نام لوسی پخش می شد و این دلیلی شد تا این فسیل لوسی نام بگیرد و هم این فسیل بود که باعث معروفیت استرالوپیتکوس افارنسیس شد. فسیل لوسی ۴٠درصد از بدن یک انسان را شامل می شد که متعلق به یک زن تقریبا ٢۵ ساله می شد. این فسیل کمک شایانی در شناخت ویژگی های آناتومی گونه استرالوپیتکوسس آفارنسیس شد.

دیگر فسیل های این زیر گونه
AL333 (مثل AL333 -105) ، AL444 – 2 ؛ AL129-1A+1B و در نهایت جای پای Laetoli.
در واقع فسیل های این گونه فقط از شرق آفریقا بدست آمده است. دارای تاریخی بین 2.9-3.9 میلیون سال بوده است .
این گونه دارای صورت پهن و اندازه ی دندان های نسبتاً کوچکتری نسبت به ایپ های بزرگتر بود ولی نسبت به انسان مدرن باز هم بزرگ بود . استخوان فک این گونه اثراتی مانند شامپانزه را نشان می دهد آفارنسیس دارای گنجایش مغز 380-430 سی سی بوده است. این مشخصات ریخت شناسی می تواند برای شما یک هومی نین در دنیای دیرین شناسی به تصویر بکشد. آناتومی انگشتان و موقعیت مفصل در این گونه نشان داده است که می توانسته روی دو پا راه برود و لیکن انطور که باید مورد توجه قرار نگرفت چرا که حتی رامیدوس هم می توانسته روی دو پا راه برود. عقیده ی وجود دارد مبنی بر اینکه افزایش مغز قبلتر از دو پا راه رفتن اتفاق افتاده است تا قبل از کشف لوسی در سال 1974 این نظریه به طور تقریبی مورد قبول بود در صورتیکه گونه KNM- ER 1470 ( هومو رودولفنسیس که در بین سالهای 2تا 5/2 میلیون سال در شرق افریقا زندگی می کرده است و دارا ی گنجایش مغزی 800 سی سی بود و یا رامیدوس که در محیط جنگلی و با گنجایش مغزی 350 سی سی می توانست روی دو پا راه برود.
اگر بخواهیم درباره دیگر فیسل های آفارنسیس توضیح بدهیم قابل ذکر است که
یکی از شاگردان جانسون 1975 در محلی نزدیک محل کشف لوسی که به نام سایت 333 نامیده شد فسیل هایی مانند دندان و فک بدست آورد که متعلق به 13 نفر میشد که جانسون معتقد بود که این 13 نفر با هم بر اثر سیل مرده بودند.
در20 سپتامبر در کشفی که در منطقه Dikika در اتیوپی انجام گرفت بخش هایی از فسییل دختر 3 ساله ای کشف شد که آناتومی این دختر 3 ساله نشان می داد که این این گونه می توانسته روی دو پا راه برود و هم روی درخت زندگی کند و یا به عبارت دیگر هم درخت زی بود و هم می توانسته روی دو پا راه برود و هومی نینی بین انسان مدرن و هومی نید بود.
دیگر آثار معروف استرالوپیتکوس آفارنسیس جای پاهای این گونه روی خاکسترهای آتشفشان بوده است که در بین سالهای 1979 – 1974 میلادی بوسیله Meave Leaky در سایتLeatoli در تانزانیا در حدود 50 کیلومتری جنوب الدوان جرج با تاریخ 76/3 – 56/3 میلیون سال پیش کشف شد و مدرک دیگر مبنی بر راه رفتن این گونه بود.

شایان ذکر است که درباره ی استرالوپیتکوس آفارنسیس و ارتباط آن با تکامل انسانی 3 نظریه برقرار است:
· جد استرالوپیتکوس نیرومندAustralopithecus Robustus بوده است
· جد استرالوپیتکوس اخیربوده است چرا که بعد از این زیر گونه از استرالوپیتکوس شباهت زیادی را با انسان مدرن نشان می دهند.
· جد هومو های اخیر بوده است. و یا اینکه زیر گونه ی دیگر استرالوپیتکوس با نام آفریکانوس جد انسان مدرن بوده است.
در سال 2006 میلادی دانشمندانی با نام Yoel Rak, Auishag Ginzburg , Eli Geffen مطالعات ریخت شناسی را بر روی استخوان فک پایین آفارنسیس AL.288.1 که در سال 2002 کشف شد انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که شبیه به گوریل و از طرفی شبیه به استرالوپیتکوس نیرومند است و خوب است که بدانیم که در درخت تکاملی در میان گونه هایی که منجر به انسان مدرن شده است جایی برای استرالوپیتکوس نیرومند وجود ندارد.

نظرات ()
اولین استرالوپیتکوس آنامنسیس از منطقه kanapoi در شرق رودخانه ی تورکانا در سال 1965 بوسیله دانشگاه هاروارد کشف شد. در سال 1982 میلادی نیز از این نوع فسیل یک دندان مولار(آسیاب) بدست آمد. از این سال تا سال 1990 هیچ یافته ی دیگری از استرالوپیتکوس آنامنسیس در اختیار نداریم تا اینکه در این سال توسط انسان شناس معروف, Meave Leaky , از موزه ملی کنیا از منطقه ی Kanapoi یافته های فسیلی دیگری نیز بدست آمد.
این فسیلهای 4 میلیون ساله از شرق تورکانا, کنیا در سال 1994 توسطKate Coffing, Craig Feibel, Meave Leakey, and Alan Walker استرالوپیتکوس آفارنسیس(A.afarsnsis) نام گرفت؛ اگر چه در سال 1990 با کاوش موفقیت آمیز Meave Leakyمتوجه تفاوتهایی بین این گونه و استرالوپیتکوس آفارنسیس شد و با توجه به این نکته مجدد در سال 1995 میلادی در یک گونه جدید به نام استرالوپیتکوس آنامنسیس طبقه بندی شد. شایان ذکر است که واژه ی anam در زبان مردمان تورکانا به معنای دریاچه است.
با توجه به مدارک موجود فسیل های انامنسیس فقط از یک منطقه کشف شده است و آن شرق دریاچه تورکانا؛ از دو محل مهم به نام “Kanapoi” و " Allia Bay" که از رسوبات دوران زمین شناسی پلیوسن پوشیده شده است.
رسوبات kanapoi دارای لایه های با قدمت بین 17/4 و 5/3 میلیون سال را در بر می گیرد. لایه های قدیمیتر این سایت دارای تاریخی بین 17/4 و 12/4 است و این رسوبات منظره ی از دریاچه ی قدیمی را به تصویر می کشد. بیشترین یافته های آنامنسیس از این لایه بدست آمده؛ اگر چه در میان این یافته ها، امکان مطالعه بر روی خصوصیات دندانی این گونه را فراهم می کرد. رسوبات لایه بالایی Kanapoi دارای تاریخی میان 1/4 و 5/3 میلیون سال است که فسیل های آنامنسیس که این لایه کشف شده اند دارای تاریخ 5/3 میلیون سال پیش است. این یافته شامل یافته های استخوانی بود که اطلاعاتی را در مورد ویژگی های ستون فقرات این گونه در اختیار قرار می داد.
در میان رسوبات Allia Bay یافته های آنامنسیس شامل قطعات فک پایین و دندانهای جدا می شد که دارای تاریخ 9/3 میلیون سال یش می شد.

گونه ی مورد بحث از نظر ویژگی های آناتومی ویژگی های عقب مانده ی را به نمایش می گذارد به طوریکه تفاوت اختصاصی میان این گونه و اردیپیتکوس(به مطلب قبل مراجعه شود) مشکل است. این گونه دارای خصوصیات دندانی شبه ایپ، دندان نیش وپیش آسیاب آنامنسیس عقب آفتاده تر از آفارنسیس است و دارای دندان لترال و سنترال(دندانهای جلوی دهان) بزرگتری نسبت به این گونه است.اما مولارها به نسبت در ارتفاع و قاعده کاهش یافته است.
دارای بدن تقریباً بزرگ که می توانسته روی دو پا راه برود اما آنطور که از استخوان ساعد مشخص است تمام طول شبانه روز را روی زمین نبوده است و امکان اینکه این گونه مقداری از شبانه روز را روی درخت به سر می برد دور از ذهن نیست.

نظرات ()آردیپیتکوس رامیدوس دومین زیر گونه از گونه ی آردیپیتکوس بوده است. و دارای تاریخ جدید تری در شجره انسانی نسبت به آردیپیتکوس رامیدوس کادابا (Ardipithecus Ramidus Kadabba) داراست.
قطعات استخوان از فک و جمجمه متعلق به این گونه در سال 1992 میلادی توسط "Tim White" و همقطارانش "Gen Sua" و "Berhane Asfaw" از Awash Middle" " ، منطقه ای در اتیوپی کشف شد. این استخوان ها توسط خود کاشف آن در سال 1994 میلادی آردیپیتکوس رامیدوس نام گرفت و بین 2/4-4/4 میلیون سال پیش تاریخ گذاری شد.
از طریقه مطالعات دندان نیش بالای رامیدوس مشخص شده است که برخلاف اندازه ی استخوان آنها که هم اندازه ی استخوان های شامپانزه است، دندان نیش بیشتر شبیه به دندان انسان یعنی "V" شکل است تا شبیه به شامپانزه.
از طریق استخوان ران این گونه مشخص شده است که این گونه می توانسته روی دو پا راه برود. رامیدوس به زبان ادبی "Ground man-root" ترجمه شده است.
17 نوع مختلف اعم از قطعات همراه با فک پایین یک بچه، تعدادی از قطعات جدای دندان، قطعات نیمه ی از جمجمه و سه قطعه از استخوان دست چپ از افراد مختلف از این گونه Middle Awash در اتیوپی کشف شده است.
کاشفان یافته های این گونه همراه با فسیل رامیدوس، موفق به کشف فسیل میمونها, شبه گاو و حیوانات چرا کننده هم شده اند که در واقع حیوانات معاصر با این گونه را البته بعد از تاریخ گذاری به نوعی نشان می دهد.
اولين فسيل يافته شده از آرديپيتکوس راميدوس راميدوس
نظرات ()آردیپیتکوس یک گونه است که خود به دو گونه تقسیم شده است:
· اردیپیتکوس رامیدوس کاداباArdipithecus Ramidus Kadabba
· اردیپیتکوس رامیدوس رامیدوسArdipithecus Ramidus Ramidus
آردیپیتکوس را می توان یک پیش انسان " " Proto Human از دوران زمین شناسی پلیوسن "Pliocene" نامید.
سلسله: حیوانات
شاخه: کورداتا
زیر شاخه: مهره داران
رده: پستانداران
راسته: نخستی ها
گروه: هومونید ها
زیر گروه: هومونین ها
تیره:هومونینی
گونه: آردیپیتکوس
آردپیتکوس رامیدوس کادابا(kaddaba) را می توان یک زیر گونه از گونه ی آردیپیتکوس نامید. کادابا به زبان آفار(منطقه ای در آفریقا) به معنای "Basal family ancestor" است. در جولای 2001 میلادی توسط "Sileshi Semaw "از این گونه قطعاتی از دست، بازو، استخوان زند زیرین دست چپ، قطعاتی از استخوان ترقوه و قطعات متراکمی از استخوانهای کف پا و تعدادی دندان از دست کم 5 منطقه در سرزمین آفریقا " Middle Awash در اتیوپی، Saitune Dora، Alaya، Asa Koma، Digiba Dora، Almba Gastکشف شد. این یافته های استخوانی در حدود 2/5_ 8/5 میلیون سال پیش تاریخ گذاری شده است. دیرین انسان شناسان معتقدند که این گونه متعلق به زمانی است که اولین بار جد انسانی و شامپانزه از هم منشعب شدند. البته باید نوشت که هیچ کس تا به حال قادر نشده است که مسیر تکاملی انسان را به طور دقیق بیان کند. (به مطالب موجود در پیغام های قبل رجوع کنید)
در رابطه با این نکته که این گونه می توانست روی دو پا راه برود باید گفت که با توجه به مطالعه ی که در ساختارانگشت پای این موجود صورت گرفته، اعتقاد بر این است که این گونه می توانست روی دو پا بایستد.
اما آنچه شایان ذکر است این نکته است که درحقیقت دیرین انسان شناسان توسط همین قطعات پراکنده استخوانی است که چگونگی طی مسیر تکاملی از شامپانزه به انسان امروزی را بازگو می کنند.
يافته های استخوانی گونه آرديپيتکوس راميدوس کادابا
نظرات ()