primates

بلاگ حاضر‌‍ اولين و تنهاترين منبع اينترنتي به زبان فارسي درباره ي ديرين انسان شناسي؛منشأ انسان مدرن؛ استخوان باستان شناسي و به طور كلي انسان شناسي زيستي است.

باستان شناسی شناختی و تکامل انسان
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢۸  کلمات کلیدی: باستان شناسی ادراکی ، تکامل انسان ، روان شناسی ، باستان شناسی شناختی

این کتاب در جهت فهم دقیق تر مسائل تکامل انسان  توسط من و استادم اقای دکتر نیکنامی به فارسی ترجمه شده است. نویسندگان این کتاب سعی دارند با نگاهی دقیق به مسائل مغز، شناخت، ادراک، روان شناسی و تکامل انسان و اتفاقاتی که برای انسان در این مسیر طولانی تکامل افتاده بپردازند.


 
روز داروین مبارک
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی: روز داروین ، 12 فوریه ، تکامل ، انتخاب طبیعی

12 فوریه ، روز تولد داروین، به نام «روز داروین» نامگذاری شده است. به همین مناسبت یک ویژه نامه از زندگینامه داروین منتشر شده است که پیشنهاد می دهم حتما این زندگینامه را مطالعه کنید. با مظالعه زندگینامه داروین می توانیم این نکته را درک کنیم که داروین با تبادلات یافته های علمی خود با دانشمندان زمان خود توانست نظریه تکامل و انتخاب طبیعی را بیان کندچیزی که متأسفانه در بین دانش پژوهان خود با کمبود آن مواجهیم. قطعا در آینده با مبادلات بیشتر یافته های علمی در بین دانشمندان و دانش پژوهان ایرانی با نتایج علمی بیشتر و درخشانتری مواجهه خواهیم بود.

لینک دانلود زندگینامه داروین:

http://1.darwinday.ir/happy-darwin-day-2017/


 
پیروزی هوموساپینس ها بر نئاندرتال ها با کمک گرفتن از گرگ ها
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٥  کلمات کلیدی: نئاندرتال ، هوموساپینس ، اهلی شدن حیوانات ، شکار

بر اساس یک نتایج علمی در آپریل 2015 پروفسور شیپمن ادعا کرده است که اهلی شدن گرگ ها توسط انسان مدرن باعث انقراض انسان نئاندرتال و پیروزی انسان هومو ساپینس شده است. بر خلاف آنچه قبلا تصور می شد که سگ در حدود 10 هزار سال پیش اهلی شده است و بشر توانسته هفتاد هزار سال پیش که برای نخستین بار از آفریقا به اروپا مهاجرت کرد پرورش و اهلی کردن گرگ‌ها را آغاز کند. او معتقد است بشر امروزی در آفریقا پا به عرصه گذاشت و تقریبا ۲۵ هزار سال پیش به اروپا رسید. در آن زمان نئاندرتال‌ها دویست هزار سال بود که در اروپا زندگی کرده بودند اما چند هزار سال بعد از ورود بشر به اروپا منقرض شدند. او می‌گوید: "گرگ-سگ‌ها می‌توانستند رد حیواناتی مثل گوزن و گاومیش را بگیرند و آنها رم بدهند و تا وقتی که خسته شوند دنبالشان کنند. بعد انسانها می‌توانستند آنها را با گرز و تیر و کمان بکشند." . "به این ترتیب سگها لازم نبود به این حیوانات بزرگ نزدیک شوند تا آنها را بکشند، کاری که در بیشتر شکارها خطرناکترین قسمت شکار است، انسانها هم لازم نبود برای تعقیب و خسته کردن شکار انرژی صرف کنند. بنابراین مهارت بیشتر در شکار به کمک گرگ ها باعث شدند که بشر امروز تسلط خود را بر رقیب اعمال کند


 
فسیل انسانی در ایران و پراکندگی آثار نئاندرتال ها در ایران
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۱  کلمات کلیدی: نئاندرتال در ایران ، فسیل انسانی ، ساعد زبرین ، بیستون

درباره یافتن قسیل انسانی در ایران سوالات زیادی از نگارنده پرسیده می شود، در این متن تصمیم گرفتم که هم به این سوال پاسخ بدهم و هم به پراکندگی آثار نئاندرتال ها در ایران نیز اشاره ای کرده باشم. 

سرزمین ایران در منتهی الیه جنوب شرقی قلمرو نئاندرتال ها واقع شده است. آثار دوره پارینه سنگی میانی که بسیاری از آنها را می توان به انسان نئاندرتال مربوط دانست در اغلب نقاط ایران یافت شده است. بیشترین تراکم مکان های این دوره در غرب و جنوب زاگرس یافت شده است، خصوصا در کرمانشاه و لرستان بسیار زیاد است و بیشترین تعداد مکان های کاوش شده نیز در این دو استان قرار دارند، در سایر نقاط ایران از جمله آذربایجان، قزوین، زنجان، ایلام، خوزستان،چهارمحال و بختیاری، اصفهان، فارس، هرمزگان، بوشهر، سیستان وبلوچستان، یزد،خراسان و گلستان نیز مکان های زیادی شناسایی شده اند. که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

غارهای قلعه بزی: این غارها دارای آثار مهمی از سکونت انسان های دوره پارینه سنگی میانی است. نئاندرتال ها در فاصله زمانی بین 40 تا 50 هزار سال پیش در این غارها سکونت داشته اند.

غار کنجی نزدیکی شهرخرم آباد: آثاری از سکونت اواخر دوره پارینه سنگی میانی در این غار یافت شده که شامل دست ساخته های سنگی و بقایای جانوری آن دوره است.

پناهگاه همیان در شمال کوهدشت: 148 هزار سال، قدمت این پناهگاه است که قدیمی ترین زیستگاه سال یابی شده انسان های نئاندرتال در ایران به شمار می آید.

غارهای بیستون: در پاییز 1328 نخستین سنگواره انسان نئاندرتال در ایران، توسط یک دیرین انسان شناس آمریکایی به نام "کارلتون کون" در این غار کشف شد. تکه ای از استخوان ساعد (زند زبرین) انسان، شناسایی شد که با توجه به ویژگی های ریخت شناسی استخوان ساعد، به انسان نئاندرتال نسبت داده شد.

در کنار آثار فوق می توان به غرب زاگرس و همچنین آثار یافته شده از دوران پارینه سنگی میانی در شهرستان مبارکه اصفهان اشاره کرد.

داستان کشف نخستین سنگواره انسان دوره پارینه سنگی در ایران به پایان چنگ جهانی دوم و آغازمجدد کاوش های باستان شناسان آمریکایی در جنوب غرب آسیا باز می­گردد. یک انسان شناس آمریکایی کارلتون کون از طریق جرج کامرون از وجود غار کوچکی با نهشته های دست نخورده در نزدیکی یبستون آگاه شد. به این ترتیب در سال 1327 ابتدا این غار را شناسایی کرد و در سال بعد غار را به مدت 2 هفته حفاری کرد. در نتیجه این کاوش آثار بسیار ارزشمندی از دوره پارینه سنگی میانی از جمله بیش از پنج هزار دست ساخته سنگی، و حدود نه هزار قطعه استخوان و دندان جانوران به دست آمد.کون در بررسی بقایای جانوری کشف شده در عمق 5/3 متری کاوش، تکه ای از استخوان ساعد انسان و یک دندان پیشین، شناسایی کرد که با توجه به ویژگی­های ریخت شناسی استخوان ساعد آن را به انسان نئاندرتال نسیت داد. دندان یافت شده نیز به نظر وی متعلق به همین گونه بود. "اریک ترنکاوس" بعدها این دو یافته را بازنگری کرد و اعلام کرد که دندان پیشین متعلق به خانواده گاوسانان است نه گونه انسان و اخیراً با همکاری دکتر فریدون بیگلری نتایج مطالعه استخوان ساعد را منتشر ساخته است. بر طبق مطالعه ایشان آثار دندان های مختلف بر روی این استخوان نشان می دهد که جسد مذکور احتمالاً مدتی در کف غار باقیمانده و گوشتخواران کوچک جثه و جوندگان از آن تغذیه می کرده اند، لذا  فرد مذکور دفن نشده و جسدش مدت ها در کف غار باقیمانده است. این نمونه همکنون در موزه دانشگاهی دانشگاه پنسیلوانیا در ایالات متحده نگه داری می شود. علیرغم تلاش های بسیار هنوز مولاژی از آن برای موزه ایران تهیه نشده است.

از آقای دکتر فریدون بیگلری، مسول بخش پارینه سنگی موزه ایران باستان، سپاسگزارم


 
احساسات و افکار در شامپانزه ها، نزدیک ترین موجود به انسان
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٦  کلمات کلیدی:

از تمام دوستانی که مطالب بلاگ اینجانب را به طور مرتب مطالعه می کنند و اظهار ناراحتی کردند که بلاگ را به طور مرتب آپ نمی کنم، تشکر می کنم و قول می دهم که مرتباً آپ کنم.

یکی از مهمترین مطالعاتی که در کنار دیرین انسان شناسی انجام می شود، نخستی شناسی است که در حدود یک قرن پیش آغاز شده است و همچنان ادامه دارد. در این صفحه نگارنده دو نتیجه جالب از مطالعه بر روی احساسات و افکار شامپانزه ها را آورده است.

یرکس و همسرش به ارایۀ ی سلسله مشاهدات بسیار هیجان انگیز دربارۀ یک گروه کوچک از شامپانزه ها که یکی از آن ها بیمار بوده است می پردازند." در یک قفس، یک شامپانزۀ نر کوچک و دو ماده قرار داشتند یکی از ماده ها از یک بیماری مرگ آور رنج می برده است. این حیوان در اکثر مواقع در حال خوابیده بر روی نیمکت داخل قفس رو به آفتاب بدون حرکت به سر می برده است. در طول بازی های هیاهو و پر سر و صدا، یرکس نقل می کند که شامپانزه های دیگر سعی می کردند که اصلاً به او نزدیک نشوند و مشکلی برای استراحت او به وجود نیاورند. البته لازم به ذکر است که آن ها به هیج وجه در هنگام بازی از جست و خیز کردن، بالا و پایین رفتن از نرده های قفس با هیجانات زیاد کوتاهی نمی کردند "هر چند گاهی یکی از آن ها به طرف میمون بیمار می رفت و او را با حالتی بسیار محبت آمیز نوازش می کرد. یا این که، خسته از بازی ها و یا به بهانه پیدا کردن جایی برای پناه گرفتن به کنار او رفته و چند لحظه ای را  در کنار او می گذراندند. در این وضعیت، میمون بیمار از این که مزاحمتی برای او فراهم نمی کنند احساس ارامش می کرد.

در نتیجه این پژوهش، یرکس اضافه می کند:" این موجودات کوچک با این حالات، دلسوزی و توجه خود را نسبت به دیگران درست مانند آدمها، نشان می دادند."

 

نتیجه مطالعه یک روان شناس آلمانی به نام ولفگانگ کوهلر01887-1967) که مطالعه میزان هوش میمون های بزرگ را نیز آغاز کرده بود جالب است. در سال 1913، کوهلر که فقط 26 سال سن داشت به تنزیف در جزایر قناری سفر کرد و در آنجا بود که با سلطان آشنا شد. سلطان در واقع یک شامپانزه نر بود که توسط او مورد مطالعه قرار می گیرد و تجربه هایی به دست می آورد که باعث معروفیت او در تاریخ روان شناسی شد.

کوهلر ابتدا میزان هوش سلطان را به صورت زیر مورد آزمایش قرار می دهد. ابتدا به سقف تعدادی موز را که دور از دسترس سلطان بود آویزان می کند. شامپانزه هنگامی که گرسنه شده بود در حالتی عصبانی و غرغر کنان به دور اتاق می چرخید و نارضایتی خود را از این که دستش به موزها نمی رسد نشان می داد. در گوشه ای از اتاق یک چهارپایه و یک قطعه چوب قرار داده شده بود. پس از گذشت چند دقیقه،  سلطان چوب را برمی دارد و سعی می کند به کمک آن موزها را پایین بیاورد. اما چوب کوتاهتر از اندازه لازم بود. سلطان مدت کوتاهی همچنان غرغر کنان به چرخیدن به دور اتاق ادامه می داد، تا این که گویا فکری برای حل این مشکل به مغزش می رسد. سلطان چهارپایه را تا وسط اتاق با خود می کشد و به روی آن می رود و با کمک چوب دستی موفق می شود موزها را پایین بیاندازد. تمام این اعمال به صورتی انجام شد که گویی سلطان با کمک فکر و ابتکار خویش در همان لحظه توانسته این راهکار را پیدا کرده و به انجام برساند.  شایان ذکر است که گنجایش مغز شامپانزه در حدود 1000 سی سی از انسان مدرن کمتر است.

این پژوهشگر نیز به این نتیجه می رسد که برای حل یک مشکل، میمون ها از فکر خود استفاده می کنند و در ذهن خود یک راه حل را متصور می شوند.

 

 


 
استرالوپیتکوس گارهی"Australopithecus Garhi"
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی:

آثار فسیلی این گونه نشان داده است که استرالوپیتکوس گارهی ( Garhi) متعلق به 5/2 میلیون سال پیش بوده که با آنکه یکسری شباهت هایی را با دیگر استرالوپیتکوس ها نشان می دهد اما ویژگی هایی را نیز خاطر نشان کرده است که منجر شده که این گونه را به عنوان یک زیرگونه مجزای استرالوپیتکوس جای داده شده است.

 

مهمترین آثار فسیلی کشف شدۀ استرالوپتکوس گارهی

گونۀ برجستۀ این گونه (BOU-VP_12,130) که شامل یک جمجمۀ نیمه است که در سال 1997 م در “Bouri’ در اتیوپی کشف شده است. دومین کشف آن جمجمه ای با فک پایین و یک اسکلت نیمۀ بدن است که همان حوالی کشف شده است. به هر حال با آنکه آثار این فسیل در سال 1997 کشف شد اما این گونه در سال 1999م به عنوان استرالوپیتکوس گارهی (Australopithecus Garhi) نام گذاری شده است.

چرا این نام "”Garhi برای این گونه انتخاب شد؟

واژۀ "Garhi" به زبان آفار به معنای شگفت انگیز است. انتخاب واژۀ "گارهی" به آثار فسیلی کشف شده به این علت بوده است که این فسیل ویژگی هایی را نشان داده است که دانشمندان را به نوعی شگفت انگیز کرده است. مانند دندان های عظیم عقبی

 

حوزۀ توزیع فسیل گارهی

Middle Wash, Bouri

 

شباهت با دیگر زیرگونه ها

ابتدا باید ببنیم که  فسیل گارهی در کدام قسمت درخت تکاملی انسان جای می گیرد. از لحاظ ویژگی های آناتومی شباهت گارهی  با گونۀ استرالوپیتکوس آفارنسیس به حدی بوده است که این نظریه را مطرح کرده است که این گونه از استرالوپیتکوس آفارنسیس اشتقاق یافته است، نظریاتی هم مبنی بر این که این گونه جزء اجداد مستقیم انسان مدرن(Homo Sapiense)بوده یا یک رابط بین استرالوپیتکوس و هومو باشد و حتی می تواند یک شاخۀ کناری از درخت تکاملی انسان نیز باشد وجود دارد.

 

ویژگی های آناتومی

ظرفیت مغز: در حدود 450 سی سی چیزی شبیه به دیگر استرالوپیتکوس های دیگر

اندزه ی جمجمه و شکل آن: کمی بزرگتر از استرالوپیتکوس افارنسیس

دندان ها: دندان نیش بسیار بزرگ، این بزرگی را دندان آسیاب و پیش آسیاب این گونه قابل مشاهده است. مینای دندان ها بسیار ضخیم، گوشه های دندان ها راست گوشه و "U" شکل است. فاصلۀ میان دندان نیش و دندان های ثنایا در فک بالا مشاهده می شود که این یک سیمای ابتدایی را به نمایش می گذارد.

جمجمه: رخ صورت در قسمت تحتانی یک نوعی بیرون زدگی را نشان می دهد و مانند خیلی از دیگر استرالوپیتکوس ها یک برآمدگی روی فرق سرش را نشان می دهد (به مطالب بعدی در مورد گونۀ پارانتروپوس”Paranthropus” توجه شود.)

دست و پا: فسیل استخوان های دست و پای این گونه شباهت هایی را با گونه های استرالوپیتکوس آفارنسیس و هومو ارگاستر ( Homo Ergaster) نشان می دهد. درازای استخوان دست بیشتر هومو مانند است و قابل مقایسه یا استرلوپیتکوس آفارنسیس است.

به نظر می رسد در زمان زندگی گارهی پوشش گیاهی جنگلی جای خود را به علفزار و ساوانا داده  است. رژیم غذایی این گونه ابتدا گیاه بوده و در وهلۀ بعد گویا از گوشت و مغز استخوان هم استفاده می کردند. در کنار بقایای فسیلی "گارهی"  بقایای استخوان های بزکوهی با برش هایی”Cut Marks” روی این استخوان ها بدست آمده است که نشان می داد این استخوان ها توسط ابزار های سنگی تمیز شده اند، این مطلب زمانی مهم جلوه می کند که اولین گونه ای که توانست ابزار سنگی تولید کند هومو بوده است  و ما در کنار فسیل گارهی استخوان های تمیز شدۀ بزکوهی با استفاده از ابزار سنگی را می بینیم اگر چه در این سایت هیچ گونه ابزار سنگی تا به حال مشاهده نشده است. اما در سایت نزدیک و معاصر به نام"Gona" بدست آمده است که قدیمیترین ابزار سنگی است، که شاید به وسیله گونۀ دیگر ساخته شده است.

 

 استرالوپیتکوس

 

 

 


 
اولین کارگاه آموزش طراحی مصنوعات تراشه سنگی
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی:

موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران برگزار می نماید:

اولین کارگاه آموزشی

طراحی مصنوعات تراشه سنگی

(به همراه آموزش مقدماتی گونه شناسی مصنوعات تراشه سنگی)

  

زمان: 1 تا 23 اسفند ماه 1388 (10 جلسه 2 ساعته)

مکان: موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران (ساختمان شماره 2)

جهت ثبت نام به موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران (ساختمان شماره 2)، خیابان پورسینا،

پلاک 13، خانم شیبت زاده مراجعه شود.

جهت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 61113669 تماس حاصل فرمایید.

هزینه دوره: 500000 ریال برای عموم (50% تخفیف ویژه دانشجویان دانشگاه تهران، 25% تخفیف سایر دانشجویان)


 
استرالوپیتکوس آفریکانوس"Astralopithecus Africanus"
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸  کلمات کلیدی:

من باید از تأخیری که در فواصل نوشته هام پیش آمده عذر خواهی کنم خیلی از دوستان محبت داشتند و این نکته را یادرآور شدند. تا آنجائیکه ممکن است سعی خواهم کرد که تأخیر زیادی در نوشته های بعدی ام مشاهده نکنیم.

ابن نوشته در رابطه با گونه ای از استرالوپیتکوس نوشته شده است که از دو طرف مهم است یکی از طرف زمان کشف آن در سال 1924 میلادی و از طرف دیگر نوع کشف این گونه ی استرالوپیتکوس به دلایل آناتومی آن بود. در ذیل تمام آنچه به طور کلی می شود در رابطه با این جد مستقیم انسانی ذکر کرد آورده شده است:

 

در سال 1924 در منطقه "Tang" در آفریقای جنوبی جمجمه ی توسط ریموند دارت"Raymond Dart" کشف شد و بوسیله ی هم او به نام استرالوپیتکوس آفریکانوس "Australopithecus Africanus" نامیده شد. در واقع این فسیل اولین یافته ی اجداد انسان یا "هومو" محسوب می شد و قبل از این کشف در عالم دیرین انسان شناسی نامی از  استرالوپیتکوس در میان نبود. در رابطه ی با نام "استرالوپیتکوس" باید نوشت استرالوپیتکوس از دو جزء تشکیل یافته که در مجموع بع معنای به "میمون جنوبی"است و افریکانوس هم از افریقا یعنی محل کشف فسیل گرفته شده است.                                                      کودگ تانگ

 

 

در میان گونه های پایینتر استرالوپیتکوس دلیل قویتری برای اینکه این زیرگونه ی استرالوپیتکوس را جد مستقیم انسانی بدانیم وجود دارد. از میان این خصوصیات آناتومی می توانم به موارد زیر اشاره کنم:

·        ظرفیت مغز آفریکانوس 450 سی سی برآورد شده است، یعنی از شاپانزه بیشتر اما در این حال این ظرفیت مغزی  از انسان مدرن کمتر است. قابل ذکر است تفاوت کمی میان ظرفیت مغزی جنس مونث و مذکر در میان آفریکانوس ها وجود داشته است.

·        زمانی که از نظر جمجه با استرالوپیکوس آفارنسیس مقایسه می کنیم شباهت بیشتری با انسان مدرن دارد تا به گپی. مانند طاق ابرو با برجستگی کمتر و پیشانی صافتر و تقریباً با قوس کمتر .

·        دندان ها و فک بالا و پایین این گونه چیزی بین انسان مدرن و گپی است، نسبت به آفارنسیس که بیشتر شبیه به گپی بود.

·        دندان نیش و ثنایا کوچکتر و کوتاهتر شده است.

·        یک فاصله ی بین دندان و دندان های مجاور وجود دارد.

·        دندان آسیاب و پیش آسیاب بزرگ شده است.

·        استخوان های پا نشان دهنده ی این موضوع است ک استرالوپیتکوس آفریکانوس می توانسته روی دوپا راه برود.

·        البته آفریکانوس برخی ویژگی های شبه گپی خود را نیز حفظ کرده بود مانند بلند بودن انگشتان و ساعد دستشان اما این بلندی بیشتر از پاهایشان نبود, همچنین حالت مخروطی بودن دنده ها.

این گونه قادر بوده است از ابزار استخوانی و سنگی ساده استفاده کند اما هیچ گونه دلیلی مبنی بر ساخت یا تغییر شکل ابزار سنگی در پیشبرد اهدافشان بدست نیامده است.

تمام یافته های فسیلی استرالوپیتوس آفریکانوس از آفریقای جنوبی بدست آمده است که در موارد  ذیل به آن اشاره می کنم:

1.      Tang Child (کودک تانگ): اولین کشف جنجالی گونه آفریکانوس از افریفقا توسط ریموند دارت(Rymond Dart) با قدمت بین 3.2 میلیون سال پیش

2.      Sts14: شامل بقایای لگن، ستون مهر ها(نه کامل)، دنده، قسمتی از استخوان ران که در سال 1947 توسط رابرت بروم"Robert Broom"  و جان رابینسون"John Robinsin" از منطقه ای بنام"Sterkfontein" در جنوب افریقا کشف شد.

3.      MLD2: شامل یک فک پایین متلق به یک نوجوان (تازه بالغ) از منطقه ی "Makapansgat" درجنوب آفریقا

4.      Sts71: با قدمت 2.5 میلیون سال پیش، یک جمجمه ی نه کامل، توسط رابرت بروم"Robert Broom"  و جان رابینسون"John Robinsin" از منطقه ای بنام"Sterkfontein" در جنوب افریقا در سال 1974 کشف شد. ایده های بیشتری مبنی بر اینکه این جمجمه متعلق به فردی مذکر است وجود دارد.

5.      Mrs Ples  یا Sts5: در سال 1947 توسط رابرت بروم"Robert Broom"  و جان رابینسون"John Robinsin" از منطقه ای بنام"Sterkfontein" در جنوب افریقا کشف شد. این جمجمه به نام Mrs.Ples  نامیده شد البته هنوز شکیات زیادی در مورد مونث یا مذکر بودن این این یافته وجود دارد.

در آخر شایان ذکر است محیطی که استرالوپیتکوس آفریکانوس با قدمت 2.5 میلیون سال پیش در آن زندگی می کرده است جنگلی بوده و رژیم غذایی او دانه هاف سبزیجات و میوه های جنگلی بوده است. انالیز شیمیایی دندان های او نشان داده است که گوش بخشی از رزیم غذایی آفریکانوس را تشکیل می داده است اما نه به طور قابل ملاحظه ای و او بیشتر یک لاشخور بوده است تا یک شکارگر.

فکر کنم کلیات را تقریباً در مورد استرالوپیتکوس آفریکانوس کفتم اما اگر نکته ای جا مونده خوشحال می شم به من متذکر شوید.

 

 


 
باستان شناسی و انسان شناسی(3)
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٢  کلمات کلیدی: انسان شناسی ، باستان شناسی

 

 


 

پیرو دو پیغام قبلی در مورد ارتباط انسان شناسی و باستان شناسی باید بگم که متأسفانه ما علم انسان شناسی را از باستان شناسی جدا می کنیم. واقعاً چرا؟ اگر خوب دقت کنیم متوجه می شویم  در واقع باستان شناسی، شناخت انسان از طریق بقایای مادی است که در طول زمان از آنها باقی می ماند و البته که هدف انسان شناسی هم شناخت تمام ابعاد انسان است در این میان آنچه نقطه تلاقی این دو علم محسوب می شود شناخت انسان است حتی در باستان شناسی  ادراکی که یکی از شاخه های باستان شناسی جدید است ما می توانیم تمام جنبه های فرهنگ های باستانی را که زائیده ی ذهن انسان است مانند گیتی شناسی(درک، توصیف و طبقه بندی گیتی)، مذهب (ماهیت آنچه که در ورای طبیعه می گنجد، ایدئولوژی(اصول، فلسفه، آداب و ارزشهایی که جوامع انسانی در قالب آنها سازمان می یابند)، نقش نگاری (شیوه هایی که جنبه های مختلف جهان، مسایل فوق طبیعی یا ارزشهای انسانی در هنرها را به نمایش در می آیند)، و تمامی دیگر شکلهایی که هنجارهای دینی و نمادین انسان در مدارک باستان شناختی بر جای می ماند را مورد مطالعه قرار دهیم؛ بنابراین  در واقع باستان شناسی نیز یک نوع ابزار در رسیدن به این هدف (شناخت انسان) در علم انسان شناسی است.

باستان شناسانی که از این رویکرد در استفاده از تشریح داده های باستان شناسی استفاده بهینه کردند، واضح است که توانستند نتیجه ی بهتری حاصل نمایند. از جمله این باستان شناسان می توان به  دکتر عباس علیزاده اشاره کرد.

 در آخر این بحث فکر کنم بتوانیم به این نتیجه برسیم که باستان شناسان در واقع انسان شناسانی هستند که از تشریح بقایای مادی در شناخت ابعاد انسان استفاده میکنند.

 


 
باستان شناسی و انسان شناسی (2)
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٢  کلمات کلیدی: انسان شناسی جسمانی ، physical anthropology ، انسان شناسی فرهنگی ، physical cultural

 

 

"انسان شناسی" بررسی و مطالعه ی علمی انسان در بعدی وسیع است. "انسان شناسان" انسانها را به عنوان "موجودات زنده" و "مردم" با در نظر گرفتن ویژگی مشترک "فرهنگ" مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهند. این دانشمندان انسان را از قدیمترین دوران به تحقیق می پردازند. این حوزه خود به حوزه های فرعی تر قابل تقسیم است که عبارتند از:

·        انسان شناسی جسمانی(physical anthropology): انسان شناسی جسمانی به تحول زیستی انسان و تنوع میان جمعیت های مختلف زنده ی انسانی می پردازد. انسان شناسان جسمانی همچنین نخستیهای زنده دیگر غیر از انسان مانند گوریل و شامپانزه را نیز مورد مطالعه قرار می دهند؛ که این گونه تحقیقات می تواند در توصیف رفتار قدیمیترین موجودات انسانی موثر و سودمند باشد.

·        انسان شناسی فرهنگی:(physical culture) انسان شناسی فرهنگی زندگی اجتماعی انسان را در گذشته و حال مورد بررسی قرار می دهد، اساساً به "فرهنگ انسانی" توجه دارد و خوب است که بدانیم فرهنگ به  چگونگی سازگاری انسانی با محیط می پردازد؛ در واقع فرهنگ یا صفت مختص به انسان است. لازم بذکر است که فرهنگ انسان از نسلی به نسل دیگر توسط سیستمهای پیچیده ی ارتباطی ای انتقال می یابد و هم اینها هستند که به حفظ بقا کمک می کند.  اگر سرگذشت انسان را در طول تاریخ مورد مطالعه قرار دهیم متوجه می شویم که انسان همواره خود را با شرایط محیط سازگار می کرده است تا بتواند تا آنجائیکه ممکن است شرایط را به نفع خود تغییر دهد و در واقع همین خصلت سازگاری او بوده است که منشأ بسیاری از پیشرفت های او بوده است.

·        می توان انسان شناسی فرهنگی را به اقسام مختلف مطالعاتی تقسیم کرد:

قوم نگاران: قوم نگاران اوقات بیشتری را صرف توصیف فرهنگ، فناوری و حیات و فعالیت اقتصادی جوامع گذشته و حال می نماید.

قوم شناسان: این گروه به مطالعه ی تطبیقی جوامع می پردازند، که در گیرنده ی تلاشهایی در جهت بازسازی اصول عمده ی رفتار انسانی است.

انسان شناسان اجتماعی: انسان شناسان اجتماعی به تحلیل راههایی می پردازند که مردم جهت سازماندهی خود استفاده می کنند.

زبان شناسان: مطالعه ی زبا ن انسان، گاهی اوقات نقش مهمی در بررسی دوران گذشته ایفا می نماید. ( به مطلب تکامل زبان رجوع شود) اصل و منشأ زبانهای ملل مختلف در حوزه ی علمی این متخصصان قرار می گیرد.

 

 


 
← صفحه بعد